آرميتاي خوشگلم امسال
اولين يلدايي بود كه تو در كنار مايي. و ما خونه بوديم. فقط يه سر رفتيم خونه بابا بزرگت چون كنار خونه ما هستن رفتن خونشون تحت هر شرايطي راحته و ممكن...... خونه ماماني نرفتيم چون هم خودش مريض بود هم پسرخاله ها ما هم ترسيديم يه موقع خداي نكرده به تو سرايت نكنه . بابا رفت دنبال لباس شب يلدا براي تو اما پيدا نكرد. يه لباس قرمز داشتي، همون رو تنت كرديم و يه چند تايي ازت عكس انداختيم. راستي داشتم ميومدم بهت موز بدم پام خورد به صندليت و انگشت كوچيكم ورم كرد و درد ميكنه حالا بستمش ببينم چي ميشه. دختركم يلدات مبارك. انشالله هميشه سلامت و موفق باشي. وما هميشه موفقيتهات رو ببينيم و تو لحظه لحظه زندگيت ياور و همراهت باشيم. ما عاشقانه دوست داريم.
;
;


