خرید بک لینک
سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1403 ساعت: 16:58

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: پنجشنبه 1 شهريور 1403 ساعت: 12:05

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1403 ساعت: 21:26

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 15:13

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: دوشنبه 22 مرداد 1403 ساعت: 13:59

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: جمعه 19 مرداد 1403 ساعت: 15:35

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 14:49

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1403 ساعت: 18:47

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: جمعه 22 تير 1403 ساعت: 16:00

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: دوشنبه 18 تير 1403 ساعت: 23:12

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 19:04

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 2:03

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: پنجشنبه 31 خرداد 1403 ساعت: 13:05

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: دوشنبه 28 خرداد 1403 ساعت: 7:34

سلام آرمیتا جونم عشق مامان الان که وبلاگت رو بعد از مدتها باز کردم سه شنبه ۲۰ شهریور ساعته ۱۱:۲۰ دقیقه هست هر دفعه میایم اینجا و قول میدیم زود به زود برات بنویسیم و به دلایل مختلف نمیشه آرمیتا جونم تو انقدر بزرگ شدی که با حرفها و حرکاتت ما رو متعجب میکنی و واقعا لذت میبریم عزیزم تو این تابستون خیلی کاره خاصی نکردیم جز اینگه یکم تو حیاط با دوستات بازی کردی و گاهی پارک و مهمونی و برای اولین بار هم سینما رفتیم با آیناز و مامانش و البته خیلی هم استقبال نکردی عزیزم تا الان که ۳ سال و هشت ماهته به دلیل شرایطی شاید اونطوری که باید بعضی مواقع رفتار نکردم اما سعیم اینه که تو زندگیت بهترینها برات رقم بخوره و فقط وظیفه دارم راه خوب و عالی و رو جلوی پات بزارم و تو خودت باید عاقلانه قدم برداری و بزرگتر که شی حتما باهات صحبت میکنم در مورد اشتباهایی که تو زندگی انجام دادم و تو هرگز انجام ندی یه مادر  به هیچ وجه راضی نیست دلبندش تجربه هاش رو امتحان کنه آرمیتا جونم دختر نازم همیشه برای خودت و دلت و البته عاقلانه زندگی کن تصمیم بگیر و راحت رو انتخاب کن وابستگی و دلبستگیهای الکی آدم رو از زندگی عقب میندارزه من  تنها فکرم ونگرانیم آینده توس و امیدوارم بتونم برای همه چالشها، برنامه ها و موفقیتهات کنارت باشم  آرمیتا از الان تو فکر تولدت هستی و کلی مهمون تو فکرت هست که دعوت کنی امیدواریم طوری بشه که بتونم یه تولد بزرگتر نه فقط خانوادگی مثل هر سال، برات بگیرم و مطمئن باش تو فکرشیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا فدایی تاريخ: دوشنبه 21 خرداد 1403 ساعت: 12:26

صفحه بندی